الشيخ أبو الفتوح الرازي

170

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

* ( وَأَنْزَلَ الْفُرْقانَ ) * ، و اين لفظ مصدر است چون سبحان و غفران و قربان ، و مراد اسم فاعل است براى مبالغه را مصدر آورد ، يعنى بغايت فرق كننده است از ميان حقّ و باطل . سدّى گفت : در كلام تقديم ( 1 ) و تأخيرى هست ، و تقدير اين است : و انزل التورية و الانجيل و الفرقان هدى للنّاس ، تا « هدى » حال باشد از هر سه كتاب . و گفته‌اند : مراد نصرت است به فرقان ، براى آن كه نصرت از آسمان آيد و فرق كند بين الحقّ و الباطل و المؤمن و الكافر . * ( إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّه ) * - الاية ، آنان كه به خداى كافر شوند ايشان را عذابى ( 2 ) سخت باشد . خداى تعالى در اين حجّتها وعيد كرد كافران را كه در آيات و حجج او تأمّل نكنند و به آن منتفع نشوند . * ( وَاللَّه عَزِيزٌ ذُو انْتِقامٍ ) * ، آنگه بيان كرد كه ( 3 ) : كافران اين ( 4 ) اصرار بر كفر كه مىكنند ، مرا در آن عجزى و نقصى نيست و غضاضتى ، كه من عزيزم و غالبم ، و اگر چه امروز تعجيل عقوبت نمىكنم براى مصلحت تكليف را ، از من فايت نخواهد شدن ، در قبضه قدرت منند ، انتقام كشم از ايشان به حسب استحقاق ايشان . * ( إِنَّ اللَّه لا يَخْفى عَلَيْه شَيْءٌ فِي الأَرْضِ وَلا فِي السَّماءِ ) * ، آنگه بيان كرد كه مقادير آنچه ايشان مستحقّند از اجزاء ثواب ( 5 ) و عقاب بر افعال و اقوال ايشان بر من پوشيده نيست ، كه من عالم الذّاتم و هيچ چيز نباشد در آسمان و زمين از جليل و حقير و صغير و كبير و نهان و آشكارا كه بر من پوشيده بود . آنگه گفت : با كمال عالمى كمال قادرى است مرا ، تا آنچه دگر قادران نتوانند من توانم ، و آنچه دگر عالمان ندانند من دانم . من در رحم بر آب ( 6 ) صورت نگارم ، همه مصوّران عالم در وقت نگاشتن صورت از آن احتراز كنند ، سر قلم از آب نگاه دارند تا متفشّى ( 7 ) نشود ، و از تاريكى احتراز كنند تا نقش مشوّش نشود . من از

--> ( 1 ) . اساس : تقدير ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 2 ) . اساس كه در اين مورد نو نويس است : عذاب ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 3 ) . همه نسخه بدلها اين . ( 4 ) . مج ، وز ، دب را . ( 5 ) . مب ، مر : جزاى ثواب . ( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : رحم بدان . ( 7 ) . مج : متنشى .